زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و چهلم

1394/2/1 13:58
نویسنده : الی
1,169 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان

امروز سه شنبه است ... روزی که دکتر قرار بین من و تو رو گذاشت

گفت دو  هفته دیگه بیا دوباره سونو  و  امروز موعد اون دو هفته است ... اما من نیومدم دیدنت ... دیدارمون رو سه روز عقب انداختم تا یه کم بیشتر بزرگ بشی

فردا اول هشت هفته است  .... دلم به بودن و تپش قلب کوچولوت روشنه ... اما دروغ چرا ... ا سترس نبودنت رهام نمیکنه

این روزها رویای من شده آذر ماه

دلم میخواد عکس نوزادای تازه متولد شده رو ببینم و روزی رو تصور کنم که تو میای

حال عمومیم خوبه و حالت تهوع های شدید گاه گاهی امید منو به بودنت بیشتر میکنه

اولین باره تو زندگیم که داروها رو اینقدر کامل و سروقت مصرف میکنم .

این همش به خاطر توئه

از نظر روحی هم بدقلقی میکنم ... بابات رو اذیت میکنم 

مامانیت از وقتی فهمیده تو هستی همیشه پیشمه و تمام کارام رو میکنه... حسابی شرمندش هستم

تا شنبه منتظر صدای قلبت میمونم

پسندها (5)

نظرات (5)

مامان آسیه
1 اردیبهشت 94 16:55
سلام عزیزم ان شا الله بسلامتی بگذرونی این دورانو واسه منم دعا کن من هم باردارم و منتظر.......... بهم سر بزن
الی
پاسخ
ایشالا تو هم بسلامتی بارداریت رو طی کنی و نی نی سالم دنیا بیاد
مامان نفیسه
2 اردیبهشت 94 12:19
ایشاله بسلامتی گلم نگران نباش
الی
پاسخ
ممنون عزیزم
elham
8 اردیبهشت 94 21:46
عزیزم خیلی قشنگ نوشتی خدا کوچولوت رو برات نگه داره
الی
پاسخ
ممنون الهام جان
مامان نفیسه
9 اردیبهشت 94 8:19
وای عزیزم یه جوجو تو دلت داری ایشالا بسلامتی خیلی مواظب خودت و فرشتمون باش شما هم با افتخار لینک شدین
الی
پاسخ
سلام عزیزم ممنون حلما گلیت رو از طرف من ببوس
مامان امیرعلی
9 اردیبهشت 94 12:38
وای عزیزم کجایی چرا نمیای دلم برات یک ذره شده بیا بگو ببینم چطوری
الی
پاسخ
ممنون عزیزم تو اولین فرصت میام و مینویسم مرسی از سرزدنت